کسب‌وکارها فقط با صرفه‌جویی به رشد نمی‌رسند

یک اشتباه رایج در موج فعلی هوش مصنوعی وجود دارد  و بسیاری از شرکت‌ها به این ابزار زاویه‌ی «حذف» نگاه می‌کنند، نه از زاویه‌ی رشد. از زمانی که هوش مصنوعی به‌شکلی جدی‌تر وارد ادبیات کسب‌وکارها شد، اولین پرسشی که در اتاق‌های هیئت‌مدیره و میان بنیان‌گذاران شنیده می‌شد ساده بود، اینکه حالا چطور می‌توانیم با  هوش مصنوعی همان کارهایی را انجام دهیم که قبلاً به نیروی انسانی نیاز داشت؟

این پرسش، منطقی است چراکه هزینه‌ها، حقوق و مزایا واقعی‌اند،  منابع نیز محدودند و فشار رقابتی بی‌امان. هوش مصنوعی مرخصی استعلاجی نمی‌گیرد.  

برای اضافه‌حقوق مذاکره نمی‌کند، فرسوده نمی‌شود و در بسیاری از کارهای تکراری، خطای کمتری دارد.

طبیعی است که در اولین نگاه، به‌عنوان برای صرفه‌جویی به‌نظر بیاید؛

اما مشکل از همین‌جا شروع می‌شود. بهره‌وری مهم است، اما بهره‌وری به‌تنهایی موتور رشد نیست، فشرده‌تر کردن کارها، معادل بزرگ‌تر کردن ظرفیت نیست.  

و مهم‌تر از آن، هر مزیت بهره‌وری که از AI به دست می‌آورید، دیر یا زود در اختیار رقبای شما هم قرار می‌گیرد.

اگر استراتژی شما فقط کاهش هزینه باشد، شما مزیت رقابتی پایدار نساخته‌اید.  

فقط زودتر از دیگران به یک وضعیت مشابه رسیده‌اید.

درحالی که بنیان‌گذاران با بینش عمیق به جای پاسخ به سوال «چه چیزی را حذف کنیم؟، به این فکر می‌کنند که اکنون چه کاری را می‌توانیم انجام دهیم که قبلاً غیرممکن، غیرمقرون‌به‌صرفه یا بیش از حد پیچیده بود؟ این تفاوت ظریف، مرز میان بهینه‌سازی و جهش است.

هدف نباید این باشد که یک نفر کار پنج نفر را انجام دهد، هدف باید این باشد که همان پنج نفر بتوانند کاری انجام دهند که قبلاً به پنجاه نفر نیاز داشت. این امر یعنی، به‌جای بازسازی گردش‌کارهای فعلی با چند انسان برای نظارت و کنترل کیفیت، باید به مقایسی بزرگ‌تر فکر کرد؛ «ایجاد ابر‌انسان‌هایی در رأس کار»، تیمی کوچک، اما تقویت‌شده با هوش مصنوعی.  افرادی که مأموریت، ارزش‌ها و استراتژی شرکت را عمیقاً درک می‌کنند و اکنون به ابزارهایی مجهزند که ظرفیت عملیاتی آن‌ها را چند برابر می‌کند.

چنین تیمی می‌تواند در عرض چند دقیقه تحقیقات بازار انجام دهد،  جریان پیوسته‌ای از داده‌های رقبا را پایش، کمپین‌های ارتباطی را در ده‌ها صنعت و به چندین زبان اجرا، برای مشتریان بی‌شمار پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده تولید کند و حتی می‌تواند وظایف کامل برخی دپارتمان‌ها—از بررسی‌های تطبیق مقررات گرفته تا مدیریت تأمین‌کنندگان و مستندسازی فرایندها را انجام دهد. در چنین شرایطی، سقف رشد شرکت دیگر همان سقف قدیمی نیست.

امروز می‌توان با تعداد اندکی انسان، کسب‌وکارهای بسیار بزرگ ساخت. در این شرایط  پرسش واقعی برای هر بنیان‌گذار این است که: 

  • شرکت شما اکنون چه کاری می‌تواند انجام دهد که قبلاً حتی در نقشه راه هم جایی نداشت؟
  • مشتریان شما چه مسئله‌ای دارند که پیش از این توان حل آن را نداشتید، اما اگر امروز بتوانید آن را حل کنید، وفاداری بلندمدت آن‌ها را به دست می‌آورید؟

البته یک تمایز مهم وجود دارد. این بحث درباره ساخت نرم‌افزار برای فروش مستقیم به بازار نیست، اگر قرار است از مردم برای یک محصول پول بگیرید، بازی تغییر می‌کند: امنیت، مسئولیت‌پذیری، پایداری سیستم و کنترل کیفیت اهمیت حیاتی پیدا می‌کنند و vibecode (اتوماسیون‌هایی از هوش مصنوعی بی‌نیاز از اینکه سازنده مهندس نرم‌افزار یا مسلط به کدنویسی باشد) مهم می‌شوند.

برای نمونه؛

  • یک شرکت مشاوره می‌تواند ابزار داخلی‌ای داشته باشد که مشاوران تنها با وارد کردن نشانی یک ملک، در کمتر از دو دقیقه تحلیل دقیق محله، معاملات مشابه و متن پیشنهادی آگهی را دریافت کنند.

  • یک شرکت حقوقی می‌تواند ابزاری در اختیار مشتریانش بگذارد که با وارد کردن یک سناریو اختلاف میان مالک و مستأجر، توضیحی ساده و قابل‌فهم از گزینه‌ها، زمان‌بندی‌ها و مدارک موردنیاز ارائه دهد. نتیجه این است که مشتریان با وضوح بیشتر و استرس کمتر وارد جلسه می‌شوند.
  • یک مشاور مالی می‌تواند «ماشین‌حساب شکاف بازنشستگی» رایگانی طراحی کند که متدولوژی اختصاصی او را به ابزاری کاربردی تبدیل کند؛ ابزاری که تصویری شخصی‌سازی‌شده از وضعیت مالی فرد ارائه می‌دهد و او را به رزرو جلسه مشاوره هدایت می‌کند.
  • یک متخصص تغذیه می‌تواند مولد برنامه غذایی‌ای بسازد که بر اساس محدودیت‌های غذایی، اهداف سلامت و تعداد دفعات آشپزی در هفته، یک برنامه کامل غذایی همراه با لیست خرید ارائه دهد. چنین ابزاری نه‌تنها ارزش ایجاد می‌کند، بلکه به‌صورت طبیعی به بازاریابی دهان‌به‌دهان تبدیل می‌شود. مردم بسیار بیشتر تمایل دارند یک ابزار مفید را با دیگران به اشتراک بگذارند تا یک کتاب یا بروشور را.

اگر یک نفر را از لیست حقوق حذف کنید، صرفاً یک هزینه را کاهش داده‌اید اما اگر خلاقیت و ظرفیت حل مسئله تیم خود را با هوش مصنوعی آزاد کنید، توانایی هر فرد را چند برابر کرده‌اید. اگر این بازی درست طراحی شود، تیم کوچک شما می‌تواند با شرکت‌هایی رقابت کند که ده یا حتی صد برابر بزرگ‌تر هستند و این ین اغراق نیست. این همان ظرفیت و ماهیت هوش مصنوعی است که در اختیار سازمان‌ها قرار گرفته است.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید