راهنمای فعال‌کردن «مغز مدیریتی» وقتی اولین‌بار است که مدیر شده‌اید

 رهبری یک مسیر است، نه یک مقصد. مخصوصاً اگر اول راه هستید و رهبری تازه‌کار، یادتان باشد ذهنیت مهم‌تر از رزومه است. کارآفرینی و به دست گرفتن مدیریت کسب‌وکار، از شما رهبر نمی‌سازد! آنچه مهم است «مغز مدیریتی» و درک موضوعات متعددی است؛ ازجمله اینکه شما دیگر فقط مسئول خروجی کار خودتان نیستید. مسئول رشد دیگرانید و باید ارزش کارشان را ببینید. مشاهدات نشان می‌دهند رهبرانی که فضا برای گفت‌وگوی شفاف، توقعات روشن و تعامل واقعی ایجاد می‌کنند، عملکرد بهتری از کسانی دارند که فقط به‌عنوان و اقتدار تکیه می‌کنند. مهم است که اعضای تیم شما احساس شنیده‌شدن داشته باشند، که در این زمینه برگزاری پرسش و پاسخ‌های مستمر کارساز است.

 اگر برای اولین‌بار است که مدیر شده‌اید، چطور «مغز مدیریت» بسازید؟

 ورود به نقش مدیریتی همیشه اضطراب دارد؛ مخصوصاً وقتی هیچ‌وقت تیمی را هدایت نکرده باشید.

 مدیرها معمولاً چند کار را هم‌زمان پیش می‌برند: الگو بودن، هدف‌گذاری و رسیدن به اهداف، روان نگه‌داشتن جریان کار، حمایت از تیم و حفظ انگیزه و بهره‌وری؛ آن هم تحت چارچوب اهداف سازمان. طبیعی است اگر در شروع مسیر، این حجم از مسئولیت سنگین به نظر برسد. به‌نحوی‌که گویی باید بخش تازه‌ای از مغز را فعال کنید. خبر خوب این‌که متخصصان نوروساینس معتقدند «مغز مدیریتی» برای همه قابل ساختن است، حتی بدون تجربه قبلی.

 گوش‌دادن و واکنش نشان‌دادن

ذهنیت رهبری لزوماً از اعتمادبه‌نفس شروع نمی‌شود. نقطه شروع می‌تواند گوش‌دادن باشد.
به اعضای تیم نشان بدهید که برایشان اهمیت قائلید. از حالشان بپرسید، چالش‌هایشان را دنبال کنید و ببینید کجا می‌شود بخشی از فشار را برداشت.

 طبق گزارشی از  Aflac WorkForce، «کمتر از نیمی از کارکنان (۴۸٪) فکر می‌کنند کارفرما برایشان اهمیت قائل است، این عدد سال قبل ۵۴٪ بود و حدود یک‌پنجم‌شان (۱۸٪) معتقدند شرکت اصلاً برای سلامت روان آن‌ها اهمیتی ندارد.» و این آمارها یعنی بخشی از مسیر رسیدن به مغز مدیریتی از همدلی عبور می‌کند.

  روی توانایی‌های افراد تمرکز کنید درست است که مدیرها باید به اهداف برسند؛ اما در شروع مسیر بهتر است نگاه دقیق‌تر و فردی‌تری داشته باشید.
  نقاط قوت هر نفر را پیدا کنید و ببینید چطور می‌شود آن‌ها را بهتر به‌کار گرفت. دستاوردهایشان را در سازمان برجسته کنید تا نقش آن‌ها در تقویت تیم دیده شود.  اگر این کار درست انجام شود، حس تعلق و مسئولیت‌پذیری به‌عنوان پایه‌های محیط کار سالم و پربازده در تیم جاری می‌شود. کارکنانی که حس معنا و هدف دارند، رضایت شغلی بیشتری تجربه می‌کنند، رابطه بهتری با همکاران و مدیران دارند و کمتر دچار استرس و فرسودگی می‌شوند.

 زمانی که مدیر نبودید را به یاد بیاورید

وقتی تازه مدیر شده‌اید، هنوز تجربه کارمندی را با جزئیات به یاد دارید. مدیرانی که از دل تیم بالا آمده‌اند، بهتر می‌توانند با چالش‌های کارکنان همدلی کنند.

 برای ساخت ذهنیت مدیریتی، باید نقش اصلی مدیر را شفاف ببینید:
  تیم باید درگیر، مجهز و آماده بهترین عملکرد باشد. شما تا همین چند وقت پیش دقیقاً در همین موقعیت بودید؛ همین تجربه را تبدیل به مزیت کنید، این بینشی است که مدیران باسابقه هم گاهی از آن غفلت می‌کنند. ذهنیت مدیریت یعنی حاضر شدن با هدف، الهام‌بخشی و کنجکاوی نسبت به چیزهایی که بیرون از حلقه نزدیکتان می‌گذرد.

قدم‌به‌قدم پیش بروید

 گاهی تنها راه ساخت مهارت رهبری این است که انجامش بدهید. اعتمادبه‌نفس با پیروزی‌های کوچک روزانه ساخته می‌شود؛ همان اتفاق‌هایی که باعث موفقیت تیم می‌شود. از سؤال پرسیدن نترسید؛ قرار نیست از روز اول همه‌چیز را بدانید.

این مقاله را با دوستان خود به اشتراک بگذارید